السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

128

تفسير الميزان ( فارسي )

درگاه خداى سبحان و خود را به او سپردن بازداشت . خلاصه اينكه ، آيه مورد بحث همان مطلبى را افاده مىكند كه آيه اولى از دو آيه زير در مقام افاده آنست : « فَلَمَّا جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَرِحُوا بِما عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ وَحاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِه يَسْتَهْزِؤُنَ فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا قالُوا آمَنَّا بِاللَّه وَحْدَه وَكَفَرْنا بِما كُنَّا بِه مُشْرِكِينَ » « 1 » و آيه دومى آن در مقام بيان و حكايت توحيد اضطرارى است كه ساير آيات آن را حكايت مىنمود . از اينجا معلوم مىشود كه تا چه اندازه اين سخن فاسد است كه كسى بگويد : ظاهر آيه اين است كه امم سابق حتى در شدايد اضطرارآور ، و بى اختيار كننده هم ، زير بار توحيد نرفته و از تضرع در درگاه خدا ، سر باز مىزدند . گوينده اين حرف در تفسير اين آيه چنين مىگويد : خداى تعالى براى پيغمبر قسم مىخورد كه قبل از وى پيغمبرانى براى امم سابق و براى مردمى فرستاده كه به مراتب در شرك راسختر و بر ظلم مصرتر از امت وى بوده‌اند ، زيرا اگر امت وى مشركند اقلا در شدايد شركاء و بتهايشان را فراموش مىكنند ، و به درگاه خدا روى آورده و او را به يگانگى مىخوانند ولى امم سابق حتى شدايد هم دلهايشان را نرم نكرد ، و نتوانست فطرت آنان را كه به دست شيطان فاسد شده بود اصلاح سازد . و بطلان آن از اين جهت است كه لازمه آن ، يا اين است كه توحيد پروردگار جزو فطرياتى نباشد كه با بر طرف شدن اوهام و قطع اميد از اسباب ظاهرى ظهور مىنمايد ، يا اين است كه ممكن باشد روزى حكم فطرت ، از اصل باطل شود . و حال آنكه چنين لوازمى را نمىتوان ملتزم شد . براى اينكه آيه شريفه « فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّه الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّه » « 2 » صريحا دين توحيد را فطرى بشر دانسته ، و فطرت بشر را چيزى معرفى كرده كه به هيچ وجه قابل تغيير نيست . آيات ديگرى هم هست كه اين معنا را تاييد نموده و با صراحت مىگويد : انسان در مواقع نوميدى از اسباب متوجه پروردگار خود شده ، ناچار او را از روى اخلاص به فريادرسى خود مىخواند . علاوه بر اينكه اقرار به معبود يگانه و در مواقع شدت به وى توسل جستن امرى است كه ما

--> ( 1 ) پس وقتى پيغمبرانشان با حجت آمدند ايشان به آن معلوماتى كه خودشان داشتند ، مغرور شدند ( و زير بار پيغمبران نرفتند ) و در نتيجه احاطه كرد ايشان را آن عذابى كه به آن استهزاء مىكردند ، پس وقتى عذاب ما را ديدند گفتند : تنها به خداى يگانه ايمان آورديم و كفر ورزيديم به آن چيزهايى كه شريك خدايشان مىپنداشتيم . سوره مؤمن آيه 84 ( 2 ) پس روى خود را راست گردان به دين ، در حالى كه از باطل به حق گرائيده باشى و بيدار ساز فطرت خدا را كه خلق را بر آن فطرت آفريد ، آفرينش خدا را تغييرى نيست . سوره روم آيه 30